مدتي به گرامون بازگشت و حرفهٴ پدرش را فراگرفت. در حدود 1391 به پاريس بازآمد و در سال1396 فوقليسانس پزشكي گرفت و تا سال 1400 استاديار دانشكدهٴ پزشكي دانشگاه پاريس بود.
او براي خوان اول (شاه آراگون 1387ـ 1395)، اسطرلابي ساخت و در سال 1398 دو تا ساعت به دوك اورلئان فروخت. در سال 1410 در بولونيا يك كره و يك اسطرلاب به يوحناي بيستودوم (پاپ 1410ـ1415) اهدا كرد. در سال 1423 يك ساعت نجومي براي كليساي جامع بورژ (بِري) ساخت.
او ظاهراً تا سال 1415 بيشتر در پاريس بود و مدرسهاي تأسيس كرده بود. در 1414 با ريچارد كورتني، اسقف نُرويچ آشنا شد، كه در آن هنگام سفير بريتانيا در فرانسه بود. در آن اثنا، ليسانس در الٰهيات شده و شغل كانُني و مشاغل و امتيازات ديگري بهدست آورده بود و در ژوئن1415 عضو سفارت فرانسه در انگلستان شد. پس از بازگشت به خيانت متهم شد و به زندان افتاد (1415ـ1416). سپس آزاد شد ولي مقرر گرديد تنها در مزير و بعدها در رنس اقامت كند. در سال 1436 از دنيا رفت.
از آثار اوست: 1) رسالهاي لاتيني در كاربرد اسطرلاب براي پير ناواري پسر شارل دوم بد (شاه ناوار 1349ـ1387)، همچنين به زبان فرانسه؟؛ 2)جدول وترها؛ 3)
رساله در جهانشناسي كه در سال 1432 براي كليساي متز نوشته است. آخري به زبان فرانسه است و شامل توصيفي از يكي از ساعتهايش.
پِلِرين پروسي
موٴلف دو كتاب فرانسوي در اخترگويي از سالهاي 1361ـ1362.
پلرين پروسي رسالهاي در اخترگويي به زبان فرانسه در سه بخش نوشت و آن را در يازدهم ژوئيهٴ 1361 به شاهزاده شارل (شاه فرانسه 1364ـ1380) اهدا كرد. اين كتاب ــ اگر ترجمه نباشد ــ اقتباسي است از ترجمهٴ لاتيني يوحناي اشبيلي (دوازدهم ـ1) از المدخل
إلي صناعة أحكام النجوم قبيصي (دهم ـ2). او در نهم مه 1362 رسالهاي به زبان فرانسه دربارهٴ طرز كار اسطرلاب نوشت. هدف او تهيهٴ يك كتاب درسي كامل و خودبسنده به زبان فرانسوي براي شارل بود.
تأثير ترجمهٴ يوحناي اشبيلي از المدخل قبيصي در آن زمان، از شرحي هم كه يوهان فون اشتندال دومينيكي در سال 1359 در ماگدبورگ براي استادان و دانشجويان ارفورت نوشته، معلوم ميشود.
بِرتران بواسه
موٴلف رسالهاي پرونسي درباب مساحي زمين (حدود 1345ـ حدود 1414).